وب سایت ع . ا. بسطامی

وب سایت  ع . ا. بسطامی
طبقه بندی موضوعی

۲۰ مطلب با موضوع «روز نوشت» ثبت شده است

اگر عاشورا نبود ...

سه شنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ۰۸:۳۰ ب.ظ

اگر عاشورا نبود ...

قال رسول الله (ص)» : إنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةٌ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَنْ تَبْرُدَ أَبَداً » *

"شهادت حسین (ع) در دل‏های مومنان آتش و حرارتی ایجاد می‏کند که هرگز به سردی

نمی گراید"

 

انگار این دلبری ها و بی قراری های محرم ، سنت و اراده ایی الهی است ،

و الّا این چه شور و حرارتی است که هر سال که میگذرد پر لهیب تر میشود .

این چه حکایتی است که در پس سالهای دور ،کهنه نمی شود و هنوز تازه به تازه است.

این چه غم با شکوهی است که نه گفتنش تلخ است و نه تکرارش ملال آور

" یک قصّه بیش نیست غم عشق، وین عجب

 کز هر زبان که مـی شـنوم،نـامکـرّر است "

عاشورا همان اتفاق غریبی است که اگر نبود ، دستگاه هستی انگار چیزی کم داشت 

اگر عاشورا نبود ؛ «عشق» مفهومی انتزاعی بود و «مردن بر سر عشق»در حد همان

قصه های اساطیری می ماند

اگر عاشورا نبود ؛ » آزادگی» در زندان جهل خودکامگان تا کنون پوسیده بود 

و «ایثار و از خودگذشتگی« به دنبال یافتن مصداقی سربلند برای خود، آواره تاریخ بود.

اگر عاشورا نبود و خون حسین(ع) صحرای «طف» را سیراب خود نکرده بود،

«شهادت» تعریفی به این سرخی نیافته بود

عاشورا اکمال حجت مسلمانی ماست .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مهر ۹۵ ، ۲۰:۳۰
ع . ا . بسطامی

شب جُهنی شب قدر

سه شنبه, ۸ تیر ۱۳۹۵، ۰۷:۵۷ ب.ظ

گر چه بنابر حکمت هایی شب قدر،  در میان شبهای نوزده ، بیست و یکم و بیست و سوم رمضان پنهان داشته شده است ، اما قرائنی وجود دارد که احتمال آن را در شب بیست و سوم رمضان بیشتر میکند . از آن جمله، حدیثی است مشهور به "حدیث جُهَنی" (1) . بر اساس این روایت ، نقل است که : شخصی به نام عبدالله بن اُنَیس جُهَنی که کارش گله داری در اطراف مدینه بود ، روزی به پیغمبر اکرم(ص) عرض کرد من به خاطر شغلی که دارم نمی توانم هر سه شب قدر را برای احیا در مدینه بمانم ، به من بفرمایید احتمال کدامیک از این شبها بیشتر است تا همان شب را مدینه بمانم . بنابر آنچه که در حدیث آمده است پیامبر(ص) سرشان را نزدیک گوش جُهَنی بردند و فرمودند همان شب بیست و سوم بیا کافی است. امام صادق(ع) به اعتبار همین حدیث فرموده اند شب بیست و سوم رمضان  "شب جُهَنی " است . در آن شب ، هر کار حکمت آمیزی فیصله می یابد و در آن شب ،بلاها و مرگ ها و اَجَل ها و روزی ها و حوادث و مقدّرات ،ثبت می شوند و نیز همۀ آنچه خداوند متعال در آن شب تا سال آینده پدید می آورد.پس خوشا به حال آنکه آن شب را با رکوع و سجود زنده بدارد و گناهانش را در برابر چشمش بیاورد و بر آنها بگرید .پس هر گاه چنین کند ، امید دارم که اگر خدا بخواهد محروم و ناکام نگردد .

.

پی نوشت :

(1) من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 161 - بحارالانوار، ج 97، ص ۴ ح ۵ .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ تیر ۹۵ ، ۱۹:۵۷
ع . ا . بسطامی

بعثت پیام آور زیبایی ها

پنجشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۲:۳۴ ق.ظ

فرا رسیدن بعثت پیام آور مهر و زیبایی، همانکه رحمتش عالمگیر است و نامش جاودان به همه عالمیان مبارک باد

یکی از زیباترین شعرها در وصف پیامبر (ص) غزلی است از حسین منزوی که به مناسبت سالروز بعثت آن پیامبر عزیز تقدیم میشود

.

ای برگزیده ی همه ی انتخاب ها

قرآن تو کتاب تمام کتاب ها

اندیشه ی تو تیشه به اصل بدی زده

ای ریشه ی همیشه ترین انقلاب ها

فخر فلک به توست که فانوس گشته بود

در کوچه های آمدنت آفتاب ها

سرمشق آسمان وزمینی که نام توست

برلوح شب نوشته به خط شهاب ها

من تکیه کرده ام به نو وپایمردیت

در روز چون وچندو چه ،روز حساب ها

سرگشته در مضایق  وصف تو مانده ام

چندان که داده ام به سخن آب وتاب ها

خورشید مکه ،ماه مدینه ، رسول من

ای خاکسار مدحت تو بو تراب ها

شمع زبان بریده چه لافد ز آفتاب

گنگم که در هوای تو دیدست خواب ها

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۰:۳۴
ع . ا . بسطامی

در بیان علت اینکه چرا بسیاری از دعاهای ما به هدف اجابت نمی رسند و برآورده نمی شوند در آیات قرآن و سخن معصومین دلایلی ذکر شده است که موارد ذیل از آنجمله است :

1-گاهی مصلحت آدمی در اجابت نشدن دعا است

2-گاهی خدا خواسته انسان را برآورده نمی کند تا بعدا بهتر و بزرگتر از آن را به انسان بدهد

3-گاهی موانعی مانند گناه انسان را از اجابت شدن دعاهایش باز می دارد

4-گاهی اجابت شدن دعا موجب غرور آدمی می شود پس دعا برآورده نمی شود که تا ایمان مومن مصون بماند

5- ....

مولوی نیز با پرداختن به این موضوع دلایلی چند برای روا نشدن دعا بیان می دارد که در اینجا به یکی از آن دلایل اشاره

می شود . در نظر مولوی ، گاهی اوقات اجابت نشدن دعا عین رحمت خداوند است. خداوند می داند که برآوردن خواسته

مورد نظر آدمی، به ضرر و زیان اوست و انسان خود خبر ندارد، از اینرو خدا از سر مهربانی آن دعا را اجابت نمی کند:

بس دعاها کان زیانست و هلاک          وز کرم می نشنود یزدان پاک

.

مولوی در توضیح این مطلب داستان مرد مارگیری را نقل می کند که دزدی مارش را می رباید و می گریزد. مارگیر ناراحت از این

اتفاق از یافتن دزد نا امید می شود. مدتی میگذرد تا اینکه مارگیر به صورت اتفاقی با جسد مرده دزد روبرو می شود که به زخم

مار جان باخته است. و او که قبلا دعای بسیار کرده بود که خداوند مارش را به او بازگرداند، خوشحال از اجابت نشدن دعایش،

خدا را شکر میکند. چرا که اگر مارش پیدا می شد اکنون او به جای دزد هلاک نیش مار شده بوده بود .

.

دزدکی از مارگیری مار برد                        زابلهی آن را غنیمت می شمرد

وارهید آن مارگیر از زخم مار                      مار کشت آن دزد او را زار زار

مارگیرش دید پس بشناختش                   گفت از جان مار من پرداختش

در دعا می خواستی جانم ازو                   کش بیابم مار بستانم ازو

شکر حق را کان دعا مردود شد                 من زیان پنداشتم آن سود شد

بس دعاها کان زیان است و هلاک             وز کرم می نشنود یزدان پاک      (مثنوی، دفتر دوم/ 135 تا ا40)

.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ مرداد ۹۳ ، ۰۳:۰۵
ع . ا . بسطامی

وداع با ماه رمضان

يكشنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۳، ۰۱:۲۶ ب.ظ

.

امام سجاد(ع) در دعای چهل و پنجم صحیفه سجادیه با جملاتی پر سوز و گداز وداعی عاشقانه با ماه رمضان دارد

آنچه در پی می آید برداشتی آزاد از بخشهایی از این دعای شریف است :

.

خداحافظ! خداحافظ ای ماه بزرگ خدا و عید بزرگ دوستان خدا

خداحافظ ای بهترین مانوس و همراه از میان همه زمان‏ها و لحظه ها؛ و با شکوه ترین در میان همه ماه‏ ها

خداحافظ ای همراهی که برایم عزیز بودی و اکنون که می‏روی دلم داغدار جدایی توست . فراقت غمی است روی غم هایم

خداحافظ ای همنشین من، که تا بودی، دلم نرم و رام بود . ای عزیز، وقتی که تو آمدی، گناهانم چه اندک شدند!

خداحافظ ای یاوری که کمک کردی تا بر بدی ها چیره شوم و پیمودن راه‏های نیکی را برایم آسان نمودی.

خداحافظ ای محو کننده گناهان و پوشاننده عیب ها

خداحافظ ای ماه عزیزی که چه‏ قدر برای گناه‏کاران طولانی بودی و چه‏ قدر برای مؤمنان با شکوه

خداحافظ اى ماهی که نه در همنشینی ات کسالتی بود و نه در حضورت بدی و کراهتی

خداحافظ و به سلامت! همان‏گونه که تو بر ما با برکات فراوان و سلامتی فرود آمدی و ناپاکی‏های گناه را از ما زدودی

و ما را از خطاها شست و شو دادی!

خداحافظ ای ماهی که در این لحظه های وداع، نه از تو ملولیم و نه از دشواری های روزه‏ ات خسته

خداحافظ ای ماهی که خواستار حضورت بودیم و خوشحال که خواهی آمد و اکنون اندوهگین از رفتنت که از دوری‏ ات چه کنیم!

خداحافظ که چه بدی‏هایی را از ما دور کردی و چه خیراتی را با آمدنت نصیبمان کردی!

خداحافظ و درود بر تو و شب قدر ات که عظمتش فراتر از هزار ماه است

خداحافظ که تا بودی، مشتاق آن بودیم که بیشتر بمانی و اکنون که می‏روی، دل‏هایمان برای دیدار دوباره‏ ات بیقراری می کند

خداحافظ و درود بر تو و درود بر فضل و کرمت که با رفتنت از آن محروم می شویم

خداوندا ما «اهلِ» این ماه بودیم و تو ما را به آن شرافت بخشیدی و با آن، بر سر ما منّت گذاشتی! ...

 ........................................................................................................................................................

متن اصلی بخش های مذکور از دعا .

السّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَکْرَمَ مَصْحُوبٍ مِنَ الْأَوْقَاتِ، وَ یَا خَیْرَ شَهْرٍ فِی الْأَیّامِ وَ السّاعَاتِ.
السّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ شَهْرٍ قَرُبَتْ فِیهِ الْ‏آمَالُ، وَ نُشِرَتْ فِیهِ الْأَعْمَالُ.
السّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ قَرِینٍ جَلّ قَدْرُهُ مَوْجُوداً، وَ أَفْجَعَ فَقْدُهُ مَفْقُوداً، وَ مَرْجُوٍّ آلَمَ فِرَاقُهُ.
السّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ أَلِیفٍ آنَسَ مُقْبِلًا فَسَرّ، وَ أَوْحَشَ مُنْقَضِیاً فَمَضّ‏
السّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ مُجَاوِرٍ رَقّتْ فِیهِ الْقُلُوبُ، وَ قَلّتْ فِیهِ الذّنُوبُ.
السّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ نَاصِرٍ أَعَانَ عَلَى الشّیْطَانِ، وَ صَاحِبٍ سَهّلَ سُبُلَ الْإِحْسَانِ‏
السّلَامُ عَلَیْکَ مَا أَکْثَرَ عُتَقَاءَ اللّهِ فِیکَ، وَ مَا أَسْعَدَ مَنْ رَعَى حُرْمَتَکَ بِکَ‏
السّلَامُ عَلَیْکَ مَا کَانَ أَمْحَاکَ لِلذّنُوبِ، وَ أَسْتَرَکَ لِأَنْوَاعِ الْعُیُوبِ‏
السّلَامُ عَلَیْکَ مَا کَانَ أَطْوَلَکَ عَلَى الْمُجْرِمِینَ، وَ أَهْیَبَکَ فِی صُدُورِ الْمُؤْمِنِینَ‏
السّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ شَهْرٍ لَا تُنَافِسُهُ الْأَیّامُ.
السّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ شَهْرٍ هُوَ مِنْ کُلّ أَمْرٍ سَلَامٌ‏
السّلَامُ عَلَیْکَ غَیْرَ کَرِیهِ الْمُصَاحَبَةِ، وَ لَا ذَمِیمِ الْمُلَابَسَةِ
السّلَامُ عَلَیْکَ کَمَا وَفَدْتَ عَلَیْنَا بِالْبَرَکَاتِ، وَ غَسَلْتَ عَنّا دَنَسَ الْخَطِیئَات‏
السّلَامُ عَلَیْکَ غَیْرَ مُوَدّعٍ بَرَماً وَ لَا مَتْرُوکٍ صِیَامُهُ سَأَماً.
السّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ مَطْلُوبٍ قَبْلَ وَقْتِهِ، وَ مَحْزُونٍ عَلَیْهِ قَبْلَ فَوْتِهِ.
السّلَامُ عَلَیْکَ کَمْ مِنْ سُوءٍ صُرِفَ بِکَ عَنّا، وَ کَمْ مِنْ خَیْرٍ أُفِیضَ بِکَ عَلَیْنَا
السّلَامُ عَلَیْکَ وَ عَلَى لَیْلَةِ الْقَدْرِ الّتِی هِیَ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ
السّلَامُ عَلَیْکَ مَا کَانَ أَحْرَصَنَا بِالْأَمْسِ عَلَیْکَ، وَ أَشَدّ شَوْقَنَا غَداً إِلَیْکَ.
السّلَامُ عَلَیْکَ وَ عَلَى فَضْلِکَ الّذِی حُرِمْنَاهُ، وَ عَلَى مَاضٍ مِنْ بَرَکَاتِکَ سُلِبْنَاهُ.
اللّهُمّ إِنّا أَهْلُ هَذَا الشّهْرِ الّذِی شَرّفْتَنَا بِهِ، وَ وَفّقْتَنَا بِمَنّکَ لَهُ

.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۳ ، ۱۳:۲۶
ع . ا . بسطامی

خوی من کی خوش شود بی‌روی خوبت ای نگار

جمعه, ۳ مرداد ۱۳۹۳، ۰۴:۳۱ ب.ظ

خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار خوی من کی خوش شود بی‌روی خوبت ای نگار
بی‌تو هستم چون زمستان خلق از من در عذاب با تو هستم چون گلستان خوی من خوی بهار
بی‌تو بی‌عقلم ملولم هر چه گویم کژ بود من خجل از عقل و عقل از نور رویت شرمسار
آب بد را چیست درمان باز در جیحون شدن خوی بد را چیست درمان بازدیدن روی یار
شربتی داری که پنهانی به نومیدان دهی تا فغان در ناورد از حسرتش اومیدوار
چشم خود ای دل ز دلبر تا توانی برمگیر گر ز تو گیرد کناره ور تو را گیرد کنار

این یکی از غزلیات عرفانی اخلاقی مولوی در دیوان شمس است. از نگاه مولوی علت اصلی همه کج خلقی ها و بد خویی های ما آدمها، دوری از روی یار است.

«خوی من کی خوش شود بی‌روی خوبت ای نگار ».

اگر خیری هست، خوبیی هست، زیبایی هست باید از جانب آن نگار قدسی که مخزن همه این خیر ها و زیبایی هاست در آدمی جاری شود . همان که هم نشینی با او بهار آور جان است و دوری از او زمستان و خزان

«بی‌تو هستم چون زمستان خلق از من در عذاب          با تو هستم چون گلستان خوی من خوی بهار»

اینکه در بیان انبیاء و اوصیاء و عارفان، انسان، به خداگونه گی دعوت شده است، یعنی همین رنگ الهی زدن به سراپای زندگی. افکار و گفتار و کردار. که بی رنگ و حضور آن نگار یگانه، هر چه هست توهم است، سایه ای از واقعیت. عقلی هم حتی نیست، توهم عقل است

«بی‌تو بی‌عقلم ملولم هر چه گویم کژ بود                من خجل از عقل و عقل از نور رویت شرمسار»

در این حال تنها راه پیراسته شدن از کژی و ناراستی و تعفن و ... پیوستن و آراسته شدن به جمال یار است. همچنانکه آبهای مانده و گندیده، با وصل شدن و پیوستن به دریا، زلال و با طراوت می شوند، جانهای فرسوده از دنیازدگی و روح های متعفن از گناه، با روی آوری و وصل شدن به خدا از زشتی ها پیراسته شده و به خوبی ها آراسته می شوند

«آب بد را چیست درمان باز در جیحون شدن            خوی بد را چیست درمان بازدیدن روی یار»

آخرین توصیه مولوی این است :

«چشم خود ای دل ز دلبر تا توانی برمگیر                گر ز تو گیرد کناره ور تو را گیرد کنار»

در نگاه مولوی، اگر انسان طالب خوبی و زیبایی است، در هر حال و شرایطی نباید دست از جانب خدا بر دارد. چه پسند افتد و چه پسند نیافتد . چه بختیار باشد و چه نابختیار، چراکه جز در این آستان، نشانی از خیر و پاکی و زیبایی نیست.

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۳ ، ۱۶:۳۱
ع . ا . بسطامی

نسبت دینداری و دوستداری

دوشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۳، ۱۲:۵۶ ب.ظ

در سخنی از امام باقر(ع) می خوانیم : هَلِ الدّینُ ِالاَّ الحُبِّ؟ ... اَلدّینُ هُوَ الحُبُّ وَ الحُبُّ هُوَ الدّینُ

آیا دین چیزی جز محبّت است؟ ...  دین همان محبّت و عشق است و محبّت و عشق همان دین است (1)
هر چند این سخن ناظر به حب و دوستی خدا و پیامبر است اما با توجه به اینکه بین دین و دوست داشتن رابطه عینیت و این همانی برقرارکرده است و از آنجا که دینداری به مجموعه رفتار و گفتار و سکنات ما در قبال خدا و خلق خدا اطلاق می شود ، این معنا از دوست داشتن را می توان به دوستی و محبت های انسانی نیز تسری داد . بر این اساس عیار دینداری انسان با درجه دوستی او با خدا و خلق خداسنجیده می شود. و نتیجه مطلوب آن این است : هر چه دینداری انسان عمیق تر ، باید محبت او به خدا بیشتر و شفقت او به خلق خدا و بخصوص انسان افزون تر باشد .همان چیزی که وجه همت عارفان و سالکان است که همه چیز را به محبت می بینند .خدارا به عشق ستایش میکنند وخلق خدارا به مهرمی نوازند.در باب وجه اول معنای این حدیث ، یعنی محبت خدا باید گفت اصولا ماهیت دین از جنس کار دلی و ذوقی است . درست است که انسان با عقلش می شناسد، اما با دلش انتخاب می کند و ایمان می ورزد. اطاعت و فرمانبری اگربی شوق و اشتیاق و فقط از روی تکلف یا خوف باشد ، کاری است متکلفانه ، بی جان و روح ، بی نشاط و بی حیات . آنچه که انسان را شتاب و پرواز می دهد ایمان ورزی عاشقانه است ایمانی از سر شوق به خدا و مهر به خلق خدا . تفاوت این دو را مولوی چنین ترسیم کرده است :

زاهد با ترس می تازد به پا

عاشقان پران تر از برق و هوا

در تعبیر مولوی آنانکه مبنای شان در پرستش خدا خوف و تکلف است ، اگرچه رو به سوی خدا در حرکتند ، اما حرکتشان کند و سنگین است در عوض آنانکه انسی دوستانه و عاشقانه با خدا یافته اند پیوست شان به خدا جهشی و پَرکشان است
اما در باب وجه دوم معنای حدیث، یعنی دوستی با خلق خدا ، واقعیت این است که بسیاری از ناهنجاری اخلاقی و رفتاری ما در مورد دیگران ریشه در بد آمدن ما از دیگران یا لا اقل نگاه بی تفاوت ما نسبت به آنهاست . اگر جای این بد آمدن ها و بی تفاوتی ها، دوستی و علاقمندی بنشید خیلی از بد اخلاقی های انسان نیز اتفاق نمی افتد . و جای آنها اوصاف پسندیده ای مانند احسان و نیکی و ایثار می نشیند .آیا می شود انسان نسبت به کسی که به دل دوستش دارد غیبت و بدگویی کند . یا به او دروغ بگوید، یا به او ضرری برساند و ..... طبیعتا این اتفاق ها نمی افتد و این به معنای تحقق بخش اعظمی از دینداری انسان، یعنی رعایت اخلاق است .اینجاست که باید این حدیث شریف با تأمل دوباره خوانی کرد : هَلِ الدّینُ ِالاَّ الحُبِّ؟ ... اَلدّینُ هُوَ الحُبُّ وَ الحُبُّ هُوَ الدّینُ

.

پی نوشت

(1) مجلسی، بحارالانوار، ج 66، ص 238.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ تیر ۹۳ ، ۱۲:۵۶
ع . ا . بسطامی

شب جُهَنی

يكشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳، ۱۰:۳۵ ق.ظ

گر چه یکی از حکمت های شب قدر، همین پنهان داشتن آن در میان سه شب است ، اما قرائنی وجود دارد که احتمال آن را در شب بیست و سوم رمضان بیشتر میکند . از آن جمله، حدیثی است مشهور به "حدیث جُهَنی" (1) . بر اساس این روایت ، نقل است که : شخصی به نام عبدالله بن اُنَیس جُهَنی که کارش گله داری در اطراف مدینه بود ، روزی به پیغمبر اکرم(ص) عرض کرد من به خاطر شغلی که دارم نمی توانم هر سه شب قدر را برای احیا در مدینه بمانم ، به من بفرمایید احتمال کدامیک از این شبها بیشتر است تا همان شب را مدینه بمانم . بنابر آنچه که در حدیث آمده است پیامبر(ص) سرشان را نزدیک گوش جُهَنی بردند و فرمودند همان شب بیست و سوم بیا کافی است. امام صادق(ع) به اعتبار همین حدیث فرموده اند شب بیست و سوم رمضان  "شب جُهَنی " است . در آن شب ، هر کار حکمت آمیزی فیصله می یابد و در آن شب ،بلاها و مرگ ها و اَجَل ها و روزی ها و حوادث و مقدّرات ،ثبت می شوند و نیز همۀ آنچه خداوند متعال در آن شب تا سال آینده پدید می آورد.پس خوشا به حال آنکه آن شب را با رکوع و سجود زنده بدارد و گناهانش را در برابر چشمش بیاورد و بر آنها بگرید .پس هر گاه چنین کند ، امید دارم که اگر خدا بخواهد محروم و ناکام نگردد .

.

پی نوشت :

(1) من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 161 - بحارالانوار، ج 97، ص 9 و 10

.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۳ ، ۱۰:۳۵
ع . ا . بسطامی

حسرت جرج جرداق مسیحی در مورد امام علی(ع)

پنجشنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۳، ۰۳:۲۰ ب.ظ

اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده‌اند.

کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد

.

امام علی (ع) فراتر از تعلقش به یک مذهب و دین ، فخر انسانیت است . و از این روست که متفکران بسیاری از هر دین و مسلکی در برابر بلندای شخصیت و اندیشه اش سر خم نموده اند و او را بی همتا یافته اند . از آنجمله است جرج جرداق ، متفکر مسیحی که سالهای بسیاری از عمرش را صرف پژوهش درباره شخصیت و افکار امام علی (ع) نموده بود و نتیجه آن کتابی شد پنج جلدی به نام « الامام علی صوت العداله الانسانیه » . جرج جرداق در مورد امام علی (ع) جملات پر نغزی دارد که از ماندگارترین آنها این جمله حسرت آمیز است : " ای هستی چه می شد! تمام توان و انرژی ات را به کار می بستی و هر صد سال ، یک نفر را مانند علی به دنیا می آوردی ، با همان عدالت علی و با همان علم علی و با همان بصیرت علی و با همان جوانمردی علی " 

اگر چه این حسرت ، نه فقط برای جرج جرداق که برای نوع انسان ،حسرتی همیشگی خواهد ماند ، اما دور گردون چنان رقم خورده است که شب های بی بدیل قدر با نام و یاد علی در هم تنیده است . که اگر بشریت در هر عصری از وجود انسانی در اندازه های علی(ع) محروم است ، لا اقل خاطره عدل و علم و معرفت و معنویت علی(ع) را هر سال به بهانه شبهای قدر با خود مرور کند و نقشی اگر خواست بر شخصیت خود بزند در آینه جمال علی (ع) بزند

.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۹۳ ، ۱۵:۲۰
ع . ا . بسطامی

رمضان ماه بی بدیل

يكشنبه, ۸ تیر ۱۳۹۳، ۰۱:۲۳ ق.ظ

.

پیشاپیش فرارسیدن ماه مبارک رمضان را به همه تبریک میگم

چند نکته جای یادآوری دارد که عرض می شود

.

1-به آمدن ماه رمضان از سر عادت نگاه نکنیم همچنانکه امام علی فرمود :

نگویید رمضان آمد ! شما چه میدانید رمضان چیست .

و روزه آن را صرفا از سر تکلف به جا نیاوریم که باز آن حضرت فرمود :

بسیاری روزه می گیرند و از روزه جز گرسنگی و تشنگی نصیبشان نمی شود.

رمضان و روزه اش یک فرصت و یک نعمت بی بدیل است برای بهره بردن . و واقعا فرصت بی جایگزینی است .

هیچ روز و ماه و وقتی پیدا نمی شود که در حد و اندازه رمضان برکت خیز و اثر گذار باشد .

در هیچ زمانی نداریم که کارهای مباح ما مانند نفس کشیدن و خوابیدن عبادت نوشته شود مگر در رمضان

.

2-برای بهره وری در هر کاری باید برنامه ریزی داشت. بهره وری از رمضان هم نیاز به برنامه ریزی و هدف گذاری یک ماهه دارد

اختصاص زمانی برای تلاوت قرآن ، اختصاص زمانی برای راز و نیاز و دعا، توجه به سه اصل کلیدی خودسازی یعنی

مشارطه ، مراقبه و محاسبه از لوازم ضروری بهره وری بهتر در این ماه است

.

3-« راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش »

فراموش نکیم بی توفیق الهی چیری از این ماه نصیب ما نمی شود از همین ابتدای ماه

خالصانه از خدا بخواهیم که شرایط بهره مند شدن از این ماه را برای ما فراهم کند

.

4-« شست و شویی کن و آنگه به خرابات خرام »

گفته اند رمضان، ماه مهمانی خدا است و ما با دلمان به این مهمانی می رویم و دلی که انباشته از گناه باشد

نسبتی و سنخیتی با خدا ندارد برای همین اول باید دل را از همه گناهان شست آنوقت وارد ضیافت الهی شد

پس شرط اول قدم آن است که دست به یک توبه خالصانه بزنیم

.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ تیر ۹۳ ، ۰۱:۲۳
ع . ا . بسطامی